تبليغاتX
بهترین لحظه

بهترین لحظه

از عبور چرخ لحظه قصه می سازم

هر ساله در دانشگاه اصفهان درسالروز بزرگداشت حکیم ابولقاسم فردوسی شب شعری برگزار میشود.

این شب شعر امسال هم با حضور شاعران برجسته ی کشور آقایان سعید بیابانکی و نادر بختیاری وهمچنین چندی از شاعران برجسته ی استان اصفهان برگزار شد.

به همین مناسبت این پست را با اشعاری از این شاعران زینت میدهم.

ابتدا:

شعری از سعید بیابانکی

لنگ انداخت  پیش پاهایم مردگرمابه دار کیسه به دست

برد از پله ها مرا پایین در حمام را به رویم بست

صبح جمعه چقدر می چسبید سیرت و صورتی صفا دادن

مثل ماهی در آمدن از تنگ توی حوض بلور افتادن

شوخ خشمانه گفت شوخ از من کن دگر باره مرد حمامی

روی دیوار مات من شده بود شاه با چشمهای بادامی

پولک چشمهایش می چرخید توی آیینه های زنگاری

سقف آیینه ها ی حمام باغ بادام  بود انگاری

تیغ برداشت تا صفا بدهد صورتم را که گرد غربت داشت

تیغ لغزید و مرد حمامی گل سرخی به گونه هایم کاشت

در میان بخارها می شد از لب زخمی انار نوشت

یا که آرام رفت و بردیوار شعر سرخی به یادگار نوشت

آن طرف در میان کاشی ها شاه با چشمهای تلخ تکفیر

این طرف در میان آیینه ها سایه ی زخمی امیر کبیر

                  

وترانه ای از نادر بختیاری که تنظیمات اولیه اش برای خوانده شدن توسط یکی از خواننگان صورت گرفته است ودر آینده خواهیم شنید.باصدای چه کسی؟فعلا چزو اسرار نهان است.

سرمو گوش تا گوش ببر با عشق

جیگرمو در آر بخور با عشق

رژخونی بزن بگو که چیه فرق سیمان با دل با عشق

یک کلیسا بساز تو ذهن خودت قرون وسطا رو مجسم کن 

بعد پشت یه بلدیزر بشین من و عشق منو ازش کم کن

دل من از اتاق گرفت سحری جوخه ای شلیکی کو؟

گیوتین قفل کرد رو گردن من صندلی الکتریکی کو؟

ادامه داره ولی بقیه اش رو به دلایل امنیتی نمی نویسم.

در آخر چون دلم نمیاد یه پست رو بدون نوشته های خودم ببندم یه متن خیلی کوتاه(برای جلوگیری از طولانی شدن پست)تقدیم میکنم:

دوباره عاشق می شوم

من با هر کلامت دوبا ره عاشق می شوم

من با روشنایی وجودت پروانه می شوم

تو با هر نگاهت به دنبال گمشده ات هستی

تو با اشکهایت مرا صدا می زنی

و...

ومن دوباره عاشق می شوم

**شیوا شوق**

                        

 

شاد باشید

 

 

+ نوشته شده در 86/02/26ساعت 16:11 توسط شیوا |


...درود!ای لحظه ی شفاف

""
مینویسم با نور درهوایی از مهر کاغذی از پر گلهای سپید نه به یک بار و به ده بار که هزاران شاید

""

هر گونه نثر ادبی شعر دلنوشته و... که در این وبلاگ می خوانید از نوشته های اینجانب می باشد.مگر اینکه خلافش ثابت بشه.برداشت از نوشته ها "فقط"با کسب اجازه از نویسنده مجاز می باشد.

"شیوا شوق"


*ستاره ی نقره ای*




HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

پروفایل مدیر وبلاگ
روزگار جوانی
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


Categories

رمضان المبارک
پاییز
نیایش
دلم می خواد
بهار
شب شعر شیون مهتاب
غروب جمعه
یا فاطمه بنت نبی
ولادت مولا علی(ع)
اعیاد شعبانیه
عشق
نیمه ی شعبان
از تولد تا تسنیم
داستان دهر
خدایا...
هوامو داری؟
شام غریبان
دوباره شروع می کنم
وقف
درختکاری
بزرگداشت شهدا
86 هم گذشت
راست و دروغش با شما!
مثنوی ناتمام
غروب عاشقانه ی من
این روزها
!فارغ الیسانس شدیم
بهترین لحظه
..زیبا دلم تنگ است
...می ترسم
سکوت
!عجیب
مرگ آرزوها
کاراگاهان علم
سراسیمه
...باران که می آید تو می آیی
جاویدان
نفس
خیال
نامه


Links

دکتر شهرام گیل آبادی
نیلوفر قاسمی
الهه آرانیان
انوشه میرمجلسی
ندا کشاورز
مهدی استاد احمد
سید حسین حسینی
وحید جلیلوند
افشین یداللهی
سید امید محرم پور
سارا فراهانی
محمد جواد وحید دستجردی
مهسا صدرعاملی
مهشاد صدرعاملی
فرزانه ناظری
بهاره بهزادی
جوان و دانش
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin