رنگ تو بر جانم می نشیند ای آرام جانم. کنون که آسمان هم می گرید به خاطر من و به فرمان تو وجودم آرام می گیرد که تو با منی حتی اگر من نافرمانیت کرده باشم ازروی غفلت. تویی بخشنده و بخشاینده پس ببخشا مرا یا ارحم الراحمین. شیوا شوق (ستاره)
در این شب بارانی فقط یاد توست که آسوده ام می کند ای آرام خیالم.
نم نم باران کتابچه ی خاطراتم را بوی تازگی می بخشد چون تو در خاطرم هستی ای آرام خاطرم.
طنین قطره قطره اش به سادگی بر دلم می نشیندچون توصاحب دل هستی ای آرام دلم.
از تماشای همه ی بی رنگی های یکرنگ ![]()
+ نوشته شده در جمعه 1385/09/17ساعت توسط شیوا شوق |