باز وقت رفتن و دریغ دل ما پس قراری بگذار٬تا ژرف بیندیشیم باز اندر این وسعت علم٬واندر این ورطه ی راز وعده ی ما باشد شب ذهن روشن ساعت فکر به وقت دانش زیر چتر عالم در کنار آن درخت بیدار روی آن نیمکت پر ز کتاب راستی فراموش نکن: قلم و کاغذ بیار! به امید دیدار امضا کاراگاهان علم
+ نوشته شده در 87/07/25ساعت 11:50 توسط شیوا |
ای تو که می خوانی قافیه های پر همهمه ی این روزگاران را و سراسیمه فکر دغدغه های نیامده را داری در کنار همه ی آنها جای کوچکی هم برای سکوت من بگذار شاید روزی این سکوت تنها صدای دل تنگی هایت شود.
+ نوشته شده در 87/07/17ساعت 17:43 توسط شیوا |
شب به دنبال سحر و سحر منتظر خورشید است من و تو در پی کشف عالم در پی راز عجیب دنیا آن قدر می کاویم٬آن قدر می گردیم تا حقیقت ما را به سرانگشت نهایت ببرد امضا کاراگاهان علم
+ نوشته شده در 87/07/07ساعت 12:29 توسط شیوا |