زیبا دلم تنگ است به وسعت تمام دل دل کردنهایم زیبا قلبم آزرده است از تمام رفتن ها و نرسیدن هایم وجودم پر است از چراهایی که بی جواب می ماند و نجواهایی که می دانم می شنوی اما دم نمی زنم. زیبا من به پرواز٬به آسمان ٬به تو امید دارم پس امان دلم باش در این شبهای تکراری زیبا قرار دلم باش در این آشفته بازار غم و درد و پریشانی زیبا تا ساحت تمام خوبیها کنارم باش تا دلم٬روحم پرواز کند تا اوج...تا تو... شیوا شوق تلویزیون اصفهان٬بهمن ماه ۸۶
+ نوشته شده در 87/04/27ساعت 10:12 توسط شیوا |
چه نشسته ای که گل یک قدم مانده به تو یک نفس مانده به آغاز سرود سر و سامان لوندی به حقیقت داده ست بلبل از دور دلیل و دل از نور چه پر فاصدک پیک میان آن دو یا میان من و تو لحظه ها در گذرند٬ اندکی٬ثانیه ای بنگر و مدهوش مشو بهترین لحظه از آن من و توست "شیوا شوق"
+ نوشته شده در 87/04/15ساعت 11:54 توسط شیوا |
**با نام خدایی که یاد دوست را در خاطرم جاری کرد** در این وداع آخر با دلی لبریز از اشک تو را به خدا می سپارم ولی نمی گویم خداحافظ٬ نه می گویم٬ نه می خواهم بدان امید که روزی باز تو را با جان و دل بینم
+ نوشته شده در 87/04/02ساعت 9:0 توسط شیوا |