از عبور چرخ لحظه قصه می سازم
حق دادنی است نه گرفتنی.و اگر از دستت ربوندندش باید پا به پای زینب بروی تا بگیریش. اما اول باید حق را بشناسی و بدانی که در دنیای امروز گاهی همان که حق می خوانی اش روزی سر از باطل درمی آورد و آنکه ظاهرا ایمان آورده گاهی قدرت را بر صداقت و رضایت حق٬ و ستم را بر عدالت و قداست روح ترجیح می دهد. مگر ابن سعد نبود که جاه دنیا را بر مقام بهشت برین برتری داد؟ مگر نگفت که حسین بن علی(ع)را به شهادت می رسانم و پس از آن که ملک ری از آن من شد از پیشگاه پیامبر رحمت مغفرت می جویم؟ مگر چقدر از آن زمان گذشته است؟ دنیا که هنوز همان است و مردم که هنوز همین!قصه که هنوز همان است و روایت که هنوز همین! امروز هم همه یک چیز می خواهیم و هواخواه یک راهیم. تفاوت٬تنها میان نقاب هایی است که بر چهره می نشانیم. من که هستم تو که هستی دیگر چه بهانه ای برای نبودن ما؟! روزی خواهم نوشت٬راز تمام روزها و شب هایی را که قلمم رنگ ننوشتن گرفت. روزی خواهم نگاشت٬رمز تمام لحظه هایی را که پر شد از طپش های بی امان سرنوشت. روزی جای این همه دلتنگی٬ برایت از بودن٬ از مهر٬ برایت از اعجاز خواهم نوشت. روزی که شاید خیلی دیر باشد و شاید خیلی زود. روزی که روز آمده باشد از پس شبهای بی فروغ. روزی که دل٬ داستان را چند برگی برده باشد به جلو. روزی که تو ... هیچ... بگذریم.. دل می گفت بیایم. دل می خواست باشم. باشم در جوار حرمت٬ در گوشه امن ایوان طلایت. آنجاکه جان آرام می گیرد به یادت٬به نامت. اما .. گره بخت راه سفر را بست. من ماندم و بغض های پنهانی. من ماندم و دلی بی تاب مهمانی و فرشته ای قاصد که تو٬به من هدیه دادی تا واسطه باشد برایم و تو می دانی یا امام غریب سلام بر تو که آشناترینی پ.ن:نیلوفر نازنینم میخوام فرشته ی قاصد صدات کنم.نظرت چیه؟ پ.ن.۲:هیجان انگیزه که بعد از تقریبا دوماه در هشتمین روز از هشتمین ماه از هشتاد و هشتمین سال هجری شمسی و اونم در ساعت هشت و هشت دقیقه وبلاگت رو به روز کنی. پ.ن.۳:امروز آمار وبلاگ بهترین لحظه م از ۸۰۰۰ خواهد گذشت. پ.ن.۴:وای اگر باران هم ببارد امروز...بی گمان عاشق می شوم. .......................................... ۸روز بعد نوشت: خواب این سفر از من/راه ناکجا از تو در سیر به سوی عالم معنا٬مکان به لامکان تبدیل می شود. نه فاصله دلیل دوری و نه همسایگی موجب نزدیکی است. نه دنیای مادی دلیل حضور٬نه عالم مجازی مانع از وصول است. تنها و تنها دل است که پر می کشد. تنها و تنها دل٬دلیل می شود. وبی واسطه ی رسیدن٬به معرفت واصل می گردد. اینگونه است که وجود بی همتای او در میان آدمی و قلبش حائل می شود. امضا:کارآگاهان علم و بدانید که خدا در میان شخص و قلب او حائل است و همه به سوی او محشور خواهید شد." سوره ی انفال آیه ۲۴ آی عقل! با من چه می کنی؟ملامت این دل زار تا کی می کنی؟ آی عقل! من تنها یک بار سرپیچی ِفرمانت کردم.تنها یک بار اشارت دل را بر تو برتری دادم. آن یک بار هم نه اینکه حکم تو را کامل به کناری نهاده باشم٬نه!تو خود می دانی که قصدم تنها این بود که خود باشم٬همین که هستم٬ساده و صادق.می دانم٬آری... هرچه می کشم از سادگی است و هر چه دارم از صداقت. اما چه کنم که این دو آمیخته به هم در وجودم رخنه کرده و جداییش نتوانم. حال تو هم به خاطر این یک اشارت اینقدر سرزنشم مکن٬باور کن تاب تحملم نیست. اینقدَر بر رخ دل پشت مکن٬شرط انصاف بر وجود بیدل شده ام نیست. آی عقل! امید داشته باش برفرداهایی که در پیش است٬بر آوایی که از دور آرامِ روح است و بر خدا خدایی که همیشه حامی من٬تو و دل بوده و هست. خدایی که یقین دارم٬هدیه ای دیگر برایمان تدارک دیده است. انتظار اما می دانم٬کمی سخت است. پ.ن:از نظر من دل٬احساس نیست. پ.ن.۲:پست قبلی که مشاهده می کنید به اشتباه اینجا ثبت شده٬تا اطلاع از چرایی و چگونگی آن در همین پست برایم یادگاری بگذارید.سپاس ........ ....... ...... ..... .... ... .. الهی در این روزها و شبهای مبارکِ ماه حول حالنا الی احسن الحال پ.ن:قسمت اول پست به قرینه ی"ناباوری"حذف شده است. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


