بر قله های رفیع معرفت نام تو را نوشته اند ذره ذره ی وجودت را از محبت ناب سرشته اند ای آفریننده ی همت های والا٬برتو مبارک باد که آسمانیان نیز این روزها و شبها را به نام تو نگاشته اند.
+ نوشته شده در 88/03/27ساعت 23:38 توسط شیوا شوق |
"چون شب تاریک نمودار شد ستاره ی درخشانی دید. گفت:این پروردگار من است. چون آن ستاره غروب کرد و نابود شد٬گفت:من چیزی که نابود گردد به خدایی نخواهم گرفت. پس چون ماه تابان را دید باز گفت این خدای من است. وقتی که آن هم نابود گشت گفت:اگر خدای من مرا هدایت نکند همانا من از گمراهان خواهم بود. پس چون خورشید درخشان را دید گفت:اینست خدای من.این از آن عظیم تر و روشن تر است. چون آن نیز نابود گردید گفت:ای گروه مشرکان من از آنچه شما شریک خدا قرار می دهید بیزارم. من با ایمان خالص رو به سوی خدایی آوردم که آفریننده ی آسمانها و زمین است و من هرگز با مشرکان موافق نخواهم بود." و اینگونه پروردگار ملکوت و باطن آسمان ها و زمین را بر ابراهیم ارائه داد تا به مقام اهل یقین رسد. "قرآن کریم آیات ۷۶ تا ۷۹ سوره مبارکه ی انعام"
+ نوشته شده در 88/03/02ساعت 0:11 توسط شیوا شوق |
برخی اعتقاد دارند که دل همان عقل است.بعضی تصور می کنند که دل تمامی آنچه از احساس می تراود است.عده ای عقل و دل را یکی ندانسته اما پیام دل را پیام عقل می دانند و عده ای دل را ترکیبی از عقل و احساس دانسته که هیچ گاه از خط اعتدال منحرف نمی شود.یعنی نه عقل پیشی می گیرد و نه احساس غلبه می کند.چیزی در میانه ی این دو و به این خاطر همواره می توان بر حرف دل اعتماد کرد.این هم نظری است اما شاید بهتر باشد که دل و حرف دل را از اسارت کلمات آزاد کنیم وبگوییم: "دل دقیقا تعبیر همان شگفتیی است که من و تو می دانیم ولیکن از آن سخن گفتن نتوانیم". پ.ن:همه ی تلاش ما برای به زبان راندن حرف دل برای اینست که این حرفها باید به طریقی آشکار شود بر آنان که باید
+ نوشته شده در 88/02/05ساعت 20:16 توسط شیوا شوق |
به بهار٬فصل زیبای خدا به گل آرایی دشت و نفس چلچله ها به همه عطر دل انگیز که پر کرده فضا به همه نغمه ی شادی که نشست بر دلها و به تو ای نفست عطر بهاری...سلام .......................... "لحظه هاتون بهاری"
سال نو بر همه ی شما که با این وبلاگ همراه بوده و هستید مبارک
+ نوشته شده در 87/12/30ساعت 0:0 توسط شیوا شوق |
تنها یکی دو روز دیگر مانده تا بهار تنها یکی دو روز دیگر مانده تا غزلسرایی چشمه سار یکی دو روز دیگر مانده تا سلول سلول آفرینش٬سمفونی شور بیاغازند و جامه ی شوق بر تن کنند. تنها یکی دو روز دیگر مانده تا زمستان٬پیچ و خم های کبیسه را پشت یر گذارد و بی صدا نغمه ی آغاز سر دهد. یکی دو روز دیگر مانده تا خورشید دایره البروج عشق را بپیماید و در ایستگاه بهار بیاساید. بهار در درگاه منتظر استقبال توست.برای لحظه ی آغاز مهیا هستی؟
+ نوشته شده در 87/12/28ساعت 15:15 توسط شیوا شوق |